تحول و توسعه در مالزی - قسمت سوم چاپ پست الكترونيكي
مدیریت - مقاله
نوشته شده توسط محمد علی حسین زاده یزدی   
پنجشنبه ، 28 شهریور 1387 ، 15:41
 

تحول و توسعه در اقتصاد مالزی
جایگاه بنگاه‌های کوچک و متوسط در اقتصاد مالزی (سیاست‌های کلان اقتصادی)
راهبرد و راهکارهای توسعه اقتصادی در مالزی
اهداف عمده سیاست نوین اقتصادی کشور مالزی
ایجاد اقتصاد رقابتی
برنامه های ده ساله مالزی
الف – عملکرد ده ساله اول چشم انداز 2020
ب – چشم انداز برنامه ده ساله سوم مالزی یا دهه دوم چشم انداز 2020
پ – استراتژی مالزی در اقتصاد بخشی و اولویت های آن
مهندسی مجدد اقتصاد مالزی
برنامه خصوصی سازی در مالزی
روش های خصوصی سازی در مالزی
مشکلات مالزی در راه 30 ساله
موفقیت های حاصله در سالهای طی شده
عدم موفقیت ها در سالهای طی شده
توسعه صادرات مالزی
مشوقهای صادراتی مالزی

برای مشاهده فهرست کامل نسخه الکترونیک اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده قسمت اول اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده قسمت دوم اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده قسمت سوم اینجا کلیک کنید.
HTML clipboardتحول و توسعه در اقتصاد مالزی
 در طرح چشم انداز 2020، جامعه آینده مالزی جامعه ای است که مدیریت سیاسی آن به گونه ای است که برغم وجود سه نژاد ملایو، چینی و هندی همگی در اتحاد بسر می برند و از جهت اعتقادات، مذهب و اخلاقیات به دلیل تسامح و تساهل در جامعه، آزاد و در مرتبه والایی بوده و تحکیم و توسعه جامعه بر اساس دموکراسی مالزیایی که متکی بر اجماع و اجتماع است، موجب عزت و سربلندی کشور والگویی برای کشورهای در حال توسعه خواهد بود. اما از جهت مدیریت اقتصادی جامعه آینده مالزی جامعه ای با اقتصادی پیشرفته و رقابتی و کمک کننده به تمدن علمی و فن آوری دنیاست و ویژگی دیگر آن ( داخلی) اقتصادی عادلانه با توزیع عادلانه ثروت و تنظیم مشارکت ملایوها، چینی ها و هندی ها در اقتصاد کشور و تامین رفاه مردم نه حول دولت و فرد که حول یک سیستم خانوادگی قوی و انعطاف پذیر است.
 به عبارتی دیگر دولت برای ایجاد طبقه متوسط قومی و فعال کردن ملایوها در اقتصاد کشور و حذف شکاف طبقاتی با ایجاد اقتصادی رقابتی که متکی به بخش صنعتی و صنایع تولیدی وسیع و بعد کشاورزی نوین و خدمات کارا باشد، طی راهبرد " شرکت مالزی" با الگوبرداری از ژاپن، به بخش خصوصی با کمک سیستم بانکی کشور بعنوان موتور رشد اقتصادی کشور و توسعه صادرات توجه جدی کرد و دولت همچنین با سیاست آزادسازی اقتصادی یا حذف و تسهیل مقررات به ایجاد زیرساختها و وضع قوانین و مقررات و خصوصی سازی شرکتهای دولتی و کاهش نقش و حجم دولت در اقتصاد کشور پرداخت.
 
 جایگاه بنگاه‌های کوچک و متوسط در اقتصاد مالزی (سیاست‌های کلان اقتصادی)
 صنایع کوچک و متوسط در مالزی به خاطر پیوند میان صنایع گذشته و آینده، نقش حساسی را در برنامه های صنعتی کردن کشور بر عهده دارند. دومین برنامه صنعتی دولت مالزی (IMP2 ) که مبانی دست یابی به صنعت رقابت پذیر بین المللی را برای صنایع مالزی فراهم می نماید، شامل برنامه هایی برای توسعه بیشتر صنایع کوچک و متوسط بومی و یکپارچه (به عنوان پیوند استراتژیک و حیاتی توسعه)، تقویت ساختارهای خوشه ای و افزایش ارزش افزوده است.
 صنایع کوچک و متوسط، زمانی عهده دار این نقش خواهند بود که متمم فعالیت های صنایع بزرگ باشند . این کار باید از طریق پیوندزدن صنایع کوچک و بزرگ در مسیر توسعه صنایع تولیدکننده قطعات حساس و اجزایی که بازار آنها دارای توسعه بین المللی مناسبی است، صورت پذیرد. در صورت رشد صنایع کوچک و متوسط، صنایع پایه ای و مبنایی نیز رشد خوبی خواهند داشت.
 سیاستگذاران کلان اقتصادی در مالزی توجه ویژه‌ای به نقش و جایگاه بنگاه‌های کوچک و متوسط در اقتصاد این کشور دارند و با در نظر گرفتن اهمیت این بنگاه‌ها سیاست‌های کلی برای حمایت از این بنگاه‌ها و گسترش آنها را بر مبنای اهداف سه گانه زیر تدوین کرده‌اند:
 1- حفظ موقعیت و جایگاه کنونی بنگاه‌های کوچک و متوسط و تثبیت آن در اقتصاد ملی
 2- حمایت و تسریع در روند رشد و توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط
 3- برنامه‌ریزی و ترغیب بنگاه‌های کوچک و متوسط برای حضور در بازارهای تجاری بین‌المللی با استفاده از تولید کالاهای با ارزش افزوده بالا.
 برای تحقق اهداف فوق, بنگاه‌های کوچک و متوسط در مالزی از تولید کالاهای کاربر و کالاهایی که ارزش افزوده اندکی دارند فاصله گرفته‌اند و بیشتر به سمت تولید کالاهایی حرکت می‌کنند که قابل عرضه در بازارهای بین‌المللی باشد. از طرف دیگر با افزایش رقابت, انگیزه بنگاه‌های کوچک و متوسط برای حضور پررنگ‌تر در بازارهای بین‌المللی افزایش می‌یابد. چنین امری علاوه بر تضمین بقاء و رشد واحدهای کوچک و متوسط, باعث تقویت جسارت این بنگاه‌ها برای حضور در بازارهای بین‌المللی می‌گردد.
 
 راهبرد و راهکارهای توسعه اقتصادی در مالزی
 مالزی با اتخاذ سیاست نگاهی به شرق و الگو قراردادن ژاپن و کره جنوبی بجای غرب و با پیگری مستمر و عدم تغییر این استراتژی برغم بحرانهای خودجوش داخلی و تحمیلی خارجی خود را بعنوان یکی از الگوهای مطرح در رشد و توسعه اقتصادی مطرح کرد . بانک جهانی و صندوق بین المللی پول با برگزاری همایش های متعددی در خصوص موفقیت الگوهای توسعه در جنوب شرقی آسیا از جمله مالزی و با دعوت از مقامات کشورهای در حال توسعه اقدام نمودند .(آزاد، 1378، صص 70 و 78 به نقل دفتر بازرگانی آسیا - اقیانوسی ،1385)
 1- دولت مالزی با طراحی چشم انداز 2020 و برنامه های چشم انداز ده ساله که نوعی ارزیابی طرح کلان30 ساله 2020 کشور می باشد ، برنامه ریزی را در مالزی نهادینه کرده و بر اساس توانائیها و دارائیها و تحولات روز و مشورت با نهادهای مختلف دولتی ، خصوصی و مردمی به اصلاح برنامه های رشد و توسعه اقتصادی کشور پرداخت . تأسیس واحد برنامه ریزی اقتصادی در دفتر نخست وزیر مالزی که مسئول طرح چشم انداز (30 و 10 ساله ) و برنامه های 5 ساله توسعه اقتصادی کشور می باشد و سپس برای پیگیری این برنامه ها که از خود برنامه ریزی هم مهمتر می باشد ، با تأسیس واحد هماهنگ کننده اجرائیات ( ICU ) اقدام نمود .( روزنامه تهران تایمز به نقل دفتر بازرگانی آسیا - اقیانوسی،1385)
 دولت گزارش برنامه ها و باز خورد آنها را در قالب نقشه ها و با اطلاعات روز آمد در جلساتی که بطور مرتب و منظم هر هفته برگزار می گردد ، پی گرفته و در مواقع بحرانی با تشکیل گروه ویژه و مدیریت بحران ( مدیریت غیر رسمی و حل مشکل ) و برگزاری جلسات بطور منظم و هر روز صبح تصمیمات لازم را جهت اصلاح امور اتخاذ کرده است . حضور وزرا در صحنه عملیاتی و تأئید گزارشات ارسالی برای یشان و همینطور بحث و تبادل نظر و تصمیم گیری انواع مسائل از جمله ترافیک در شهر در کابینه از شکل های دیگر نهادینه شدن برنامه ریزی و پیگیری آن در مالزی است .
 کشور مالزی پس از 150 سال استعمار انگلیس ، در 31 اوت 1957 به استقلال دست یافت و طی چهار دوره نخست وزیری تنکو عبد الرحمن ( 57 – 1971 ) ، عبدالرزاق (71 – 77 ) ، حسین عون ( 78-81 ) و مهاتیرمحمد ( 1981 تاسال 2003 میلادی به مدت 22 سال ) نگاه خود را بویژه بر رشد و توسعه اقتصادی در کشور معطوف نمود . سیاست نوین اقتصادی مالزی یا "نپ" ( 90-1970 ) در زمان نخست وزیری عبدالرزاق آغاز شد و در دوره مهاتیر محمد تکمیل و مورد تاکید قرار گرفت.
 
 اهداف عمده سیاست نوین اقتصادی کشور مالزی
 1- حذف فقر مطلق چه در سطح شهری و چه در سطح روستایی و سپس ایجاد طبقه متوسط وسیع و قوی .
 2- حذف رابطه نژاد و کارکرد اقتصادی آن ( جمعیت مالزی مرکب از سه نژاد چینی ، هندی ، ملایو است ) که این روند سختی هایی را دارد ولی در استخدام نیروها باید ترکیبی از نژادهای مختلف و تعادلی میان مشاغل و مستخدمین ایجاد نمود در این تعادل ملاحظات کیفیت و شایسته مداری و توسعه سالم جامعه صنعتی و تجاری بومی پوترا (ملایوها) را نیز باید تضمین کرد . البته درآمد برابر به هیچ وجه مد نظر طراحان این سیاست ، همانند سوسیالیست ها و یا کمونیست ها نمی باشد. مهم این است که فاصله و شکاف در آمدی تا سال 2020 به گونه ای اصلاح شود که هیچ نژادی بر دیگری برتری نداشته باشد و مشارکت کامل اقتصادی به معنای مشارکت کامل در فقر نیست بلکه توزیع عادلانه با توجه به کنترل ، مدیریت و مالکیت اقتصاد نوین است . در این رابطه جهت دستیابی به جامعه ای عادلانه از بعد اقتصادی ، توسعه نیروی انسانی ملی و انقلاب فکری و گذار فرهنگی باید با کمترین هزینه ممکن اجتماعی و اقتصادی انجام شود . جامعه سعادتمند با دو برابر شدن تولید ناخالص داخلی ( واقعی ) در هر ده سال محقق می شود لذا توسعه ناخالص داخلی از 115 میلیارد رینگیت در سال 1990 باید به 920 میلیارد رینگیت در سال 2020 رسانده شود ( هشت برابر ) . رشد مستمر 7 درصدی طی 30 سال آینده نیاز است ؛ اگرچه مالزی در دهه 60 ،رقم 1/5 درصد و در دهه 70 در سومین دهه اجرای سیاست نوین اقتصادی 8/7 درصد و دردهه 80 بدلیل رکود به رقم 9/5 درصدی رشد دست یافته است . رشد جمعیت با نرخ 5/2 درصد در سال ، مالزی را در سال 2020 ، 4 برابر ثروتمندتر خواهد کرد .
 
 ایجاد اقتصاد رقابتی
 یک اقتصاد پویا باید متعادل و متنوع با بخش صنعتی وسیع و بالغ و بخش کشاورزی نوین و بخش خدمات کارا باشد . اقتصادی که از بعد فنآوری حرفه ای قابل تطابق ، مبتکر ، دارای روابط قوی صنعتی و متکی بر مغزها و مهارتها و اطلاعات ، کار آفرین، با تورم کم و هزینه کم زندگی و همگام با نیروهای بازار باشد .
 سیاست های اقتصادی دولت مبتنی بر تاکید بر بخش خصوصی بعنوان موتور رشد اقتصادی کشور از اوایل دهه 80 بوده است . این سیاست دولت ، پس از رکود اواسط دهه 80 در 1988 به 9/8 درصد رشد و در سال 1990 به 4/9 درصد رشد دست یافته است . دولت ، کوچک کردن نقش خود را در تولید اقتصادی و تجارت ادامه می دهد اگرچه بطور کامل از زندگی اقتصادی مردم مالزی از طریق وضع قالب های قانونی و مقررات خارج نخواهد شد. دولت ایجاد زیر ساخت های فیزیکی مورد نیاز و محیط سازنده تجاری را تشدید خواهد کرد . سیاست آزاد سازی اقتصادی یا حذف و تسهیل مقررات ( De-Regulation) ادامه خواهد یافت . خصوصی سازی با هدف رقابت ، کارایی و بهره وری سنگ بنای مهم توسعه ملی و استراتژی کارایی ملی است . البته در اجرای سیاست خصوصی سازی ، دولت کاملاً آگاه است که منافع مردم بخصوص مردم فقیر جهت دستیابی به خدمات اساسی باید حفظ شود و رفاه کارگران تامین گردد .
 در این برنامه بزرگ ، مالزی با مشکلاتی نیز در سر راه خود مواجه است . 63 درصد صادرات صنعتی مالزی در سال 1998 از بخش صنایع الکترونیک و الکتریکی و نساجی بوده است که 50 درصد آن الکترونیک است ؛ لذا صادرات باید متنوع گردد . در مناطق آزاد تجاری برغم توسعه سریعشان به تولیدات واسطه ای محلی نیازمی باشد , لذا ارتباطات صنعتی هنوز ضعیف است همچنانکه توسعه فنآوری بومی علیرغم بالا بودن میزان مونتاژ ضعیف می باشد و نیروی انسانی ماهر نیز بسیار کم است . در این ارتباط باید صنایع کوچک و متوسط که نقش مهمی در ایجاد فرصت های شغلی و تقویت ارتباطات صنعتی و نفوذ در بازارهای مهم دارند ، ایجاد کرد . دولت با برنامه های کمکی باید سطح مدیریت های تخصصی دانش فن آوری و مهارت های شغلی را افزایش دهد . بازارهای صادراتی مالزی نیز باید متنوع گشته و به بازارهای سنتی بسنده نشود و با ابزار دانش و شبکه های جدید بسوی بازارهای در حال توسعه و بزرگ آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین رفت که از این رهگذر در قالب رقابت در صحنه بین المللی ، بازار دخلی نیز برغم کوچکی در دراز مدت تقویت گشته وابستگی به صادرات کاهش می یابد . سرمایه های مستقیم خارجی ( FDI ) و جذب آن با حداکثر سود برای خارجی ها مدنظر دولت قرار داشته و ادامه می یابد چرا که صنعتی شدن کشور نیازمند این مهم بوده و جذب سرمایه ها و تربیت نیروهای انسانی با استاندارد های نوین آموزشی مورد تأکید بسیار می باشد . راز موفقیت ژاپن را استفاده از نتایج پژوهش بصورت تولیدات بازار می دانند لذا این مهم نیز باید در مالزی مورد توجه واقع شود . جامعه ثروتمند جامعه ای است که از جهت اطلاعات نیز غنی می باشد . در موج اول تحولات جوامع نقش زمین و در موج دوم صنعت و بالاخره در موج سوم اطلاعات اهمیت یافته است لذا آگاهی مردم از رایانه ها از ضروریات توسعه و پیشرفت می باشد .
 مالزی برغم کوچکی اش باید در جریان تجارت جهانی موثر باشد و تسلیم قدرتها نگردد و ضمن ادغام در جامعه جهانی نقش خود را باز یابد و ضرورت ایجاد شرکت مالزی ( malasiya incorporated ) و مشارکت سازنده بخش دولتی و خصوصی یک واقعیت غیرقابل انکار است .
 در این ارتباط سیستم بانکی باید کمک کننده بخش خصوصی باشد و شرکت های خصوصی هم صرفاً بدنبال سود مشخصی نباشند و به مسئولیت اجتماعی خویش عمل نمایند و همچنین در جذب سرمایه های خارجی در کنار بخش دولتی با سرمایه گذاری مشترک (J.V) تلاش بیشتری نمایند .
 
 برنامه های ده ساله مالزی
 واحد برنامه ریزی اقتصادی دفتر نخست وزیر مالزی پس از دهسال با انتشار مجموعه دومین طرح چشم انداز ده ساله مالزی ( OUTLINE PERSPECTIVE PLAN – OPP2 ) برای سالهای ( 2000- 1991 ) و طرح سوم ده ساله مالزی (OPP3) برای سالهای (2010-2001) به عملکرد چشم انداز 2020 مالزی در دهه اول و چشم انداز دهه دوم و اقتصاد کلان کشور پرداخته است ( (www.epu.jpm.myگفتنی است واحد برنامه ریزی اقتصادی مسئول طراحی برنامه های بلندنگر اقتصادی مالزی می باشد که علاوه بر برنامه های 5 ساله توسعه اقتصادی ، مسئول طرح ریزی چشم انداز ده ساله کشور نیز هست . اولین طرح ده ساله مالزی از سال( 1990- 1981 )بوده است .
 الف – عملکرد ده ساله اول چشم انداز 2020
 از دیدگاه واحد برنامه ریزی اقتصادی مالزی طرح چشم انداز 2020 مالزی در ده سال اول آن و عملکرد کشور بشرح ذیل بوده است :
 1- رشد اقتصادی کشور سالانه 7 درصد برغم بحران اقتصادی (1998-1997 )بوده است و درآمد سرانه بطور میانگین سالانه 8/7 درصد رشد کرده و از 298/6 رینگیت ( 1519 دلار با نرخ 5/2 رینگیت در برابر یک دلار قبل از بحران مالی 1997 ) به 359/13 رینگیت ( با نرخ 8/3 رینگیت در برابر یک دلار به 3515 دلار ) رسیده است. نرخ تورم به طور میانگین سالانه 4/3 درصد و پس انداز از 6/31 درصد در سال 1990 به 39 درصد در سال 2000 رسیده است .
 2- سرمایه گذاری دولتی از هدف 4/0- درصد به دلیل بحران اقتصادی توسط شرکتهای نفت ، مخابرات و برق مالزی به 5/10 درصد رسید تا مشوق بخش خصوصی باشد . سرمایه گذاری بخش خصوصی از هدف 8 درصد به 9/2 درصد رسید .
 3- صادرات از هدف 3/6 درصد به 4/12 درصد و واردات از هدف 7/5 درصد به 4/11 درصد رسید و اشتغال از هدف 1/3 درصد به 3/3 درصد و نیروی کار از هدف 9/2 درصد به 1/3 درصد رسید . نرخ میانگین فرصت های شغلی در طول طرح 3/3 درصد افزایش یافت لذا اجازه ورود به کارگران خارجی در بخش های ساختمانی و تولیدی داده شد . در طول طرح همچنین شاهد تغییر ساختاری ، نیاز به نیروهای ماهر و آموزش دیده به دلیل ، صنایع تکنولوژی بر و استفاده از تکنولوژی های جدید بودیم .
 در ترکیب صادرات و واردات مالزی در سال 90 سهم بخش تولید 8/58 درصد ، کشاورزی 6/19 درصد ، معدن 3/18 درصد و سایر بخش ها 3/3 درصد بوده است . ولی در سال 2000 سهم بخش تولیدی 2/85 درصد ( نیمه هادیها 19 درصد ، وسایل برقی 17 درصد ، نساجی ، چوب، کاغذ و محصولات نفتی 4/8 درصد ، قطعات و تجهیزات الکترونیکی 6/25، قطعات و تجهیزات حمل و نقل 8/0 درصد ، محصولات شیمیایی 4 درصد و سایر تولیدات 3/10 درصد) و کشاورزی 6 درصد معدن 3/7 درصد و سایر محصولات 5/1 درصد بوده است .
 در ترکیب واردات مالزی در سال 90 سهم کالاهای سرمایه ای 9/18 درصد ، کالاهای واسطه ای 1/65 درصد و کالاهای مصرفی 9/7 درصد و سایر کالاها 1/8 درصد بوده است که در سال 2000 سهم کالاهای سرمایه ای 15 درصد ، واسطه ای 8/73 درصد و مصرفی 6/5 درصد و سایر کالاها 6/5 درصد بوده است .
 
 4- از دیدگاه اقتصاد بخشی ، عملکرد بخش تولیدی رشد سالانه 4/10 درصد را نشان می دهد و تاکید بر صنایع تکنولوژی بر و سرمایه بر در سرمایه گذاری ها بوده است و بخش ساختمان سازی 23 درصد رشد به دلیل رونق توریسم داشته که به دلیل بحران 97 به 1/1 درصد در سال 2000 رسید. بخش خدمات بطور میانگین سالانه 3/8 درصد رشد داشته که بیشتر در زمینه های حمل و نقل و مالیه بوده است .
 5- سهم اقتصادی ملایوها ( بومی پوتراها یا فرزندان آب و خاک مالزی ) در سال 1990 به 3/19 و در سال 1995 به 6/20 ولی در سال 1999 به 1/19 درصد رسید که بیشتر در شرکت های حمل و نقل ، ساختمانی و کشاورزی بوده است اما سهم غیر بومی پوتراها ( چینی ها و هندی ها که در زمان سلطه انگلیسی ها به مالزی وارد شدند ) در اقتصاد کشور 8/44 درصد 90 و در سال 99 به 3/40 درصد رسیده که بیشتر در شرکت های تولیدی ، خدماتی و خرده و عمده فروشی است . اشتغال ملایوها در امور تولیدی 1/49 درصد و کشاورزی 6/61 درصد و بیشتر در امور چوب ، مواد غذایی ، الکترونیک ، برق و نساجی بوده است . تعداد واحدهای تجاری کوچک و متوسط ملایوها برغم افزایش قابل توجه آن ( 900/697 واحد کوچک و 700/57 واحد متوسط ) به دلیل سرمایه نامناسب ، عدم تجربه و مدیریت و وابستگی زیاد به کمک ها و قراردادهای دولتی کم بوده است و در بحران اقتصادی 97 ضربه خورده اند .
 
 این شرکت ها در بخش های ساختمانی و خدمات مثل توزیع گاز ، نفت و دفاتر گردشگری می باشند . شایان ذکر است خصوصی سازی وسیله ارتقاء جایگاه ملایوها در اقتصاد کشور بوده و حداقل 30 درصد سهم آنها در ایجاد شرکت ها و یا 30 درصد سهم آنها در پیمانکاریها و ... در نظر گرفته شده است .تا آوریل 2000 بیش از 180 شرکت که 61 درصد آن توسط ملایوها مدیریت شده است از دولت فدرال امتیاز گرفته و بیشتر در امور ساختمانی ، تولیدی ، حمل ونقل و خرده و عمده فروشی بوده اند .
 6 – فقر در بین مالزیائی ها از5/16 درصد در سال 1990 به 5/7 درصد در سال 99 رسیده است . خانواده های بسیار فقیر از 9/3 درصد در سال 90 به 4/1 درصد در سال 99 رسیده اند . گفتنی است خط فقر درسال 99 ، 510 رینگیت ( 204 دلار در ماه برای یک خانوار 6/4 نفر بوده است . ) که در خانواده های بسیار فقیر درآمد نصف خط فقر است .
 
 ب – چشم انداز برنامه ده ساله سوم مالزی یا دهه دوم چشم انداز 2020
 واحد برنامه ریزی اقتصادی مالزی در بررسی دهه دوم چشم انداز 2020 کشور با جمع بندی نقطه نظرات مردم و مسئولین دولتی در قالب مذاکرات دومین شورای ملی مشورتی اقتصادی (MAPEN2) و با توجه به بحران مالی 97 و عملکرد ده ساله اول ، راهبرد سومین طرح ده ساله کشور را برای سالهای( 2010- 2001 ) و همچنین راهکارهای پیشنهادی را تحت عنوان چشم انداز ده ساله اقتصاد کلان بشرح ذیل جمع بندی نموده است :
 1- هدف کشور جهت رشد پایدار و منعطف عبارت است از:
 توسعه اقتصادی جامع و ایجاد ملتی منعطف و رقابتی با تاکید بر وحدت ملی در جامعه چند نژادی، زبانی ، فرهنگی و مذهبی مالزی بسوی جامعه ای پویا ، اهل تسامح و هماهنگ
 2- چالش های فرآروی کشور با هدف مذکور بشرح ذیل است :
 1-2- دیگر کارگر، زمین و منابع طبیعی مزیت نسبی نیستند و عامل دانش موجب تسریع کشورهای در حال توسعه بسوی رقابت با تولیدکنندگان سنتی و ایجاد محصولاتی با هزینه کمتر و ارزش افزوده بالا می گردد . جهانی شدن اقتصاد ، عصر اطلاعات و آزاد سازی هرچه بیشتر بازارها ، از چالش های خارجی بر سیستم داخلی کشور است . مالزی با تاکید بر دانش ، صنایع و تجارتش را در رقابت با رقبای خارجی در بازار داخلی و صادرات به بازارهای جهانی تجهیز می کند . در این راستا ، حرکت باید از رشد مبتنی بر داده ها ، بسوی رشد مبتنی بر بهره وری با تکیه بر دانش عالی و کارایی باشد .
 2-2- وحدت ملی هدف توسعه اجتماعی – اقتصادی در جامعه چند نژادی ، زبانی ، فرهنگی و دینی مالزی است . برغم نفوذ ارزش ها و رسومات بین المللی ، مالزی باید بر میراث و هویت ملی خود تاکید خواهد نمود ؛ ارزشهایی چون خانواده ، احترام به همسایگان ، ارزشهای قومی مذهبی ، اخلاقی ، صلح ، عشق ، همکاری ، صداقت ، وقت شناسی ، سخت کوشی ، نظم و انضباط ، افتخار و توجه به دیگران در مسیر توجهات ویژه جامعه مالزی خواهند بود و درامور سیاسی بجای افراطی گری و مناقع قومی و گروهی باید بر دموکراسی مبتنی بر جامعه (Community )و رویه های ریشه دار و بلوغ یافته و تسامح بیشتر و همکاری تاکید شود .
 3-2- جامعه برابر و با مساوات مالزی با توجه به دو استراتژی 1- فقرزدایی بدون توجه به نژاد و 2- تجدید ساختار جامعه محقق می شود . در ایجاد یک جامعه منعطف و رفع فقر هنوزبه طور کلی تفوق حاصل نشده و سهم ملایوها ( 20% در مقابل 80% چینی ها و هندی ها ) در اقتصاد کشور رضایت بخش نیست و از جهت مدیریت و استفاده از تکنولوژی از سایر قشرها عقب مانده اند . مشارکت ملایوها در اقتصاد و بخش های کلیدی کشور تا سال 2010 به 30 درصد خواهد رسید که این مهم از طریق حضور در بخش های تولیدی و خدماتی پویا و در ادامه روند خصوصی سازی حاصل خواهد شد . در این ارتباط تجدید ساختار استخدام و ارتقاء ملایوها در بخش های مدیریتی و حرفه ای و ایجاد شرکت هایی با استاندارهای بین المللی و استقبال از حضور غیر ملایوها در بخش های دولتی مد نظر است .
 در خصوص فقر زدایی تا سال 2005 نرخ آن به 5/0 درصد کاهش خواهد یافت که طی برنامه ویژه دولتی با همکاری بخش خصوصی و سازمانهای غیردولتی به مناطق عقب مانده ، افراد بومی ( Orang Asli) و اقلیت های ملایو در ایالات صباح و ساراواک توجه ویژه مبذول خواهد شد .
 4-2- در خصوص اقتصاد بخشی ، بحران اقتصادی 98-97 نشان داد که مالزی ضمن ارتباط با جهان خارج باید به گونه ای حرکت کند که اقتصاد داخلیش منعطف باشد نه شکننده . تاکید بر صادرات نیمه هادیها در کشور و کاهش درخواست جهانی آن نشان داد که مالزی باید بدنبال تنوع بخشیدن به صادرات خود باشد و بر یک محصول تاکید ننماید .
 
 دراین ارتباط در بخش صنعت ، تولید با تکنولوژی بالا و ابداعات تولیدی و تحقیق و پژوهش تاکید می گردد و در بخش خدمات حوزه های توریسم ، آموزش ، بهداشت ، امور مالی ، تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و حمل و نقل تشویق می گردند . در بخش کشاورزی تاکید بر افزایش تولید مواد غذایی جهت پاسخگویی به نیاز روبه افزایش داخلی و همچنین صادرات است ، لذا بخش خصوصی به مشارکت در کشاورزیهای متوسط و بزرگ با تاکید بر پژوهش و شناخت بازارها و ارائه تسهیلات تکنولوژی پارک کشاورزی و مناطق دایم تولید غذایی حمایت و تشویق می گردد.
 حمایت از سرمایه گذاریهای داخلی و انجام ائتلاف استراتژیک با خارجی ها به منظور کسب کارشناس ، دستیابی به بازار و خدمات تخصصی و همچنین جلب سرمایه خارجی حتی دربخش های استراتژیک مثل انرژی ، مدیریت بنادر ، مالی و تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و ... مورد تاکید طرح ده ساله است .
 5-2- در بخش سیاست های پولی و مالی کشور ، یکی دیگر از درسهای بزرگ بحران مالی 98- 97 این بود که تکیه زیاد بر سیستم بانکی جهت تامین مالی پروژه ها درست نیست ومنابع را باید متنوع کرد . اوراق بهادار بخش خصوصی ( Private Debt Securities) ، بازار اوراق بهادار دولتی و صنعت سرمایه گذاری ( Venture Capital ) از منابع قابل توجه برای تامین مالی شرکت ها می باشند . بازار بورس و سهام کشور با آموزش سرمایه گذاران ( خرده پا) وشفافیت کسب اطلاعات از شرکت ها تقویت خواهد شد . توسعه بانکداری اسلامی تلاشی دیگر جهت ایجاد مزیت نسبی درکشور است .
 
 پ – استراتژی مالزی در اقتصاد بخشی و اولویت های آن
 تقویت بخش تولیدی با توسعه ارتباطات قوی ، خوشه های صنعتی و شرکت های کوچک ومتوسط و توسعه تکنولوژی؛ بخش کشاورزی با تجدید ساختار و مکانیزاسیون ؛ بخش خدمات وارتقاء آن بعنوان راه برنده رشد اقتصادی وارتقاء فناوری اطلاعات وارتباطات درهمه بخش هاست .
 توسعه صنعتی ( پیش بینی رشد تولید در ده ساله دوم 3/8 درصد) در راستای توسعه اقتصاد مبتنی بر دانش می باشد که موجب قدرت وانعطاف و رقابت وکشف منابع جدید رشد است . خوشه هــای صنعتی و ایجاد فضای مثبت سرمایه گذاری و تجارت وائتلاف های استراتژیک در صنایع با تکنولوژی برتر و ارزش افزوده بالا درنهایت موجب ارتقاء رقابت و رشد صنایع دربخش تولید میگردد. بخش خصوصی باتوجه به تحقیق و توسعه (R&D) ، طراحی محصول ، بازاریابی وتوزیع و کسب استانداردهای لازم ودولت با ارتقاء تکنولوژی از طریق ائتلاف های استراتژیک و درخواست های تکنولوژیک دراین مهم اقدام می کنند. رشد بهره وری همواره بیشتر از رشد دستمزدها جهت رقابت مدنظر خواهد بود وسیاست مبتنی برصادرات ادامه می یابد وصنایع کوچک ومتوسط تقویت خواهد شد.
 دربخش کشاورزی طی برنامه سوم ملی کشاورزی (2010-1998) با تاکید بر تولیدات مبتنی بر بازار به مسئله محصولات صنعتی وتولیدات غذایی و مکانیزاسیون کشاورزی توجه شده و همچنین تولیدات مبتنی برچوب وجنگل ، تحقیق و توسعه ، بهره برداریهای جایگزین مثل روغن نخل بعنوان سوخت ، کاشت درخت های خاص جدید، ایجاد مزارع اقماری کشاورزی درنزدیک شهرهای مهم بزرگ وکوچک جهت تولید محصولات غذایی مورد توجه می باشند.
 دربخش گردشگری که یکی از برنده های اصلی دربخش خدمات است ، رشد میانگین سالانه 5/7 درصد درنظر گرفته شده است . ادامه سیاست دیدارها ، ابتکارات ، همایش ها ونمایشگاهها (MICE) ، ارتقاء تولیدات گردشگری مثل هنرهای رزمی سنتی مالزی و… توسعه گردشگری داخلی ، تقویت ICT
 و بانک اطلاعاتی گردشگری ، تقویت آموزش راهنمایان گردشگری ، تقویت همکاریهای گردشگری دراتحادیه ملل جنوب شرقی آسیا ( آسه آن) … مدنظر سیاست گذاران مالزیایی است .
 دربخش مالی تجمع قومی بانک های محلی و وضع سیستم هشداردهنده فوری ملحوظ شده است . دربرنامه های جامع بازار سرمایه ومالی درگام اول (2003-2001) تقویت ظرفیت داخلی وتوسعه بخش های استراتژیک و درگام دوم (2005-2004) تقویت بخش های کلیدی و آزاد سازی گام به گام بازار و بالاخره درگام سوم از 2006 به بعد حرکت به سمت یک بازار کاملاً توسعه یافته سرمایه خواهد بود. تقویت بانکداری اسلامی درکنار بانک های معمولی وتبدیل مالزی به مرکز بازار سرمایه اسلامی وهمچنین ادامه توسعه« لابوان» بعنوان مرکز مالی فرا سرزمینی و محل تجارت سرمایه ها وابزارهای بدهی و درنهایت ایجاد بانک بین الملل مالی اسلامی مدنظر است .
 دربخش انرژی ، مالزی تا سال 2008 واردکننده نفت خواهد شد، لذا استفاده از گاز درنیروگاهها به دلیل کشف منابع جدید گازی واکتشاف نفت دراعماق دریا ( در داخل ) ومنابع نفتی درماوراء بحار بایدمدنظر قرارگیرد. استفاده ازگاز درصنایع پتروشیمی و حمل ونقل نیز باید تشدید شود. توجه به منابع جدید جایگزین ونوشونده و مشارکت پتروناس وشرکت برق مالزی و تولیدکنندگان مستقل برق در صنایع مبتنی بر برق وخدمات سایرکشورها نیز تاکید شده است .
 دربخش خدمات اجتماعی، توجه به بهداشت وICT دراین مهم ومقابله با کمبود متخصصان دراین بخش ، خانه سازی ونقش مهم بخش خصوصی وساخت خانه های ارزان قیمت و… ازتاکیدات این بخش است .
 دربخش حمل ونقل و زیرساخت ها ، ایجاد جاده های جدید بخصوص جهت ارتباط مناطق صنعتی و بنادر و فرودگاهها و ایجاد سیستم حمل ونقل چندگونه مسافر و بار و روزآمد کردن راههای موجود وتقویت شبکه حمل ونقل عمومی تا شخصی ، دوخطه وبرقی کردن شبکه راه آهن ملی بعنوان بخشی از ارتباط طراحی شده با خط راه آهن آسیایی (TAR) با چین و سنگاپور است .
 در بخش تجارت توزیعی که پاسخگویی به مصرف کنندگان کشور است ، خرده فروشان خارجی از طریق سوپرمارکت های خود درعصر جهانی شدن روبه افزایش می گذارند لذا ائتلاف های استراتژیک و سرمایه گذاری مشترک با آنها درکشور جهت بدست آوردن تخصص وتکنیک های جدید توصیه می گردد.
 دراین ارتباط برای رقابت سالم ، وضع قانون تجارت عادلانه برای تبدیل مالزی به مرکز انبارها و توزیع منطقه ای با مرکزیت یافتن آن بعنوان غداهای حلال و بازار جهانی اسلامی برتحقیق و توسعه تکنولوژی غذایی و تجارت الکترونیکی ، بخصوص درصنایع کوچک ومتوسط جهت ارایه خدمات جدید و جذب بازارهای جدید و کارآیی بالا، تاکید خواهد شد.
 ه- پیش بینی عملکرد ده ساله سوم اقتصاد مالزی یا دهه دوم چشم انداز 2020 ، راهکارهای پیشنهادی :
 چشم انداز عملکرد و راهکارهای پیشنهادی ده ساله سوم اقتصاد کلان مالزی (2010-2001) نیز بشرح ذیل می باشد:
 1- رشد تولید ناخالص داخلی مالزی بطورمیانگین سالانه 5/7 درصد پیش بینی می شود.دراین ارتباط اقتصادهای پیشرفته 3/2 درصد، کشورهای درحال توسعه 7/3 درصد، آسیای شرقی واقیانوسیه 4/5 درصد رشد خواهند داشت .سرمایه گذاری بخش خصوصی سالانه 7/12 درصد بطور واقعی رشد می یابد و سرمایه گذاری بخش دولتی 9/0 درصد ومصرف آن 9/5 درصد درنظر گرفته شده است .
 جذب سرمایه گذاری خارجی نیز در دوبخش تولیدی و ایجاد ستاد تحقیق و توسعه بخصوص در طرح ابر بزرگراه چند رسانه ای (MSC) تاکید خواهد شد.
 
 2- سهم بخش تولیدی درسال 2010 درصادرات 7/90 درصد، کشاورزی 3/4 درصد ومعدن 1/2 درصد خواهد شد. 6/75 درصد بخش تولیدی را زیرمجموعه صادرات وسایل الکترونیک و برقی تشکیل میدهد. رشد کل صادرات 8 درصد است . در واردات کشور درسال 2010 سهم کالاهای سرمایه ای 5/8 درصد، واسطه ای 7/9 درصد، مصرفی 9/10 درصد خواهد شد ورشد کلی واردات به 8/9 درصد خواهد رسید.
 دراقتصاد بخشی کشور، رشد سالانه تولید صنعتی 3/8 درصد ( 36 درصدGDP) ، خدمات 4/8 درصد(4/57 درصد GDP) ، کشاورزی 5/3 درصد( 9/5 درصد GDP) ومعدن 7/2 درصد (4/2 درصد GDP) تا سال 2010 خواهد بود. بخش ساختمانی با رشد6/6 درصد( 1/3 درصد GDP) خواهد رسید، اگرچه تا نیمه سال 2000 ، تعداد 500/45 واحد مسکونی به فروش نرفته وفضای تجاری اشغال شده فقط 75 درصد است .
 نرخ تورم سالانه 7/2 درصد و رشد نیروی کار سالانه 1/3 درصد ونرخ بیکاری از 1/3 درصد در سال 2000 به 5/2 درصد درسال 2010 میرسد که این نیروها باید دربخش تولیدی و خدمات جذب شوند. { برغم این مهم مالزی نیازمند نیروی کار خارجی است لذا} برای کمبود کارگر باید از طریق اتوماسیــــون ، تکنیک های غیرمبتنی برکارگر ومشارکت زنان و بازنشستگان و افزایش دستمزد مناسب با بهره وری اقدام گردد.
 3- راهکارهای مبارزه بافقر وتصحیح سهم اقتصادی ملایوهاعبارتند از: کمک دولت ولزوم درآمد ماهانه 1200 رینگیت (350دلار) در3 سال اول OPP3 برای خانواده های زیرخط فقر، آموزش وکمک به دانش آموزان فقیر وبهداشت وخدمات دارویـــی ،خانه سازی ،وام و… و همچنین ایجاد صندوق های ملی امانی و تشویق سرمایه گذاران خارجی درمناطق محروم ، ائتلاف های استراتژیک شرکت های ملایو با شرکت های خارجی ، حرکت دادن ملایوها به بخش های تولید ی وخدمات ( فعلاً سهم آنها 5/12 درصد و بسیارکم است .)، توجه به پژوهش و توسعه و تقویت روابط با دانشگاهها و بخش خصوصی ، مواد غذایی و بازارکشورهای اسلامی ومرکز یت مالزی بعنوان غذای حلال ، ادامه خصوصی سازی ( تا آوریل سال 2000 ، 180 شرکت خصوصی شده که 2/61 درصد یا 109 شرکت با 1/8 میلیارد رینگیت ( 28% ســرمایه ای ) { هریک دلار آمریکا مساوی 8/3 رینگیت است } تحت کنترل ملایوها و 28 شرکت با 5/3 میلیارد رینگیت ( 6/15 درصد سرمایه ) تحت کنترل غیرملایوها و43 شرکت با 5/16 میلیارد رینگیت ( 4/56 درصدسرمایه ) تحت کنترل دولت بوده است .
 
 توجه ، تقویت و حمایت شرکت های ملایو از طریق کسب استانداردهای بین المللی (ISO) ، ایجاد صندوق صنایع کوچک ومتوسط ، بازاریابی محصولات توسط سازمان تجارت خارجی ( ماترید) ، تقویت فناوری اطلاعات وارتباطات ، آموزش با ادامه فعالیت صندوق توسعه مهارت ملایوها، توجه به سایر ایالات مالزی وانتقال صنایع خاص از ایالات کمتر توسعه یافته و متقابلاً انتقال صنایع خوشه ایی با ایجاد کارخانه شان درایالات کمتر توسعه یافته به دلیل هزینه پایین تولید و… انجام خواهد شد.
 4- هدایت مالزی به سوی اقتصاد مبتنی بردانش : رشد سریع اقتصادی و رقابت درسطح بین المللی و توانایی مالزی درابداع و طراحی وخلق تکنولوژی فوری وبازاریابی محصولات جدید، مفهوم اقتصادمبتنی بردانش ودستاوردهای آن است . دراین ارتباط کار، سرمایه ، مواد اولیه ومدیریت جای خود را دارد ولی هسته این اقتصاد سرمایه انسانی است که ابداع واستفاده از تکنولوژی واجرای مدیریت های عالی را انجام می دهد. دراین اقتصاد نقش دولت تسریع درایجاد دولت الکترونیکی وبا ارایه تسهیلات ونظارت و زیرساخت ها برای بخش خصوصی به همراه صنایع کوچک ومتوسط بعنوان نوک پیکان رشد وتوسعه مالزی است .بخش خصوصی نیز باید ریسک پذیر، مدیر ومدبر و با کیفیت درحد استانداردبین المللی باشد.
 مالزی تا نیمه دهه 90 به دلیل سرمایه گذاری زیاد سرمایه و افت بهره وری درسرمایه از استراتژی اقتصاد مبتنی برجلب سرمایه به سوی اقتصاد مبتنی بربهره وری رفت که روند آن درطول برنامه هفتم توسعه به دلیل بحران اقتصادی وسرمایه گذاری فراوان و عدم نیروی ماهر وتوسعه تکنولوژی کند بوده است . حال با رشد سریع تکنولوژی ICT، تغییر روش تولید، بازاریابی وسرمایه گذاری درکنار رقبایی چون چین ، اندونزی وتایلند به دلیل مزیت های دستمزد کم وکارگر فراوان و… برلزوم بهره وری درصنایع سنتی ، افزایش توانایی های دانشی وتکنولوژیک درکشور، اقتصاد مبتنی بردانش ، مالزی را قادر به رقابت می کند لذا بر بزرگراه اطلاعاتی (MSC) و دستورملی فناوری اطلاعات (NITA) باتوجه به نیروی انسانی ، علوم و تکنولوژی (S&T) و تحقیق و توسعه (R&D) ایجاد شده است .
 طرح MSC، صنایع تکنولوژی برتر ونیروهای نرم افزاری وتکنوپرنورها را جلب خواهد کرد و بستری برای این گونه فعالیت هاست . تعداد کم مهندسین ودانشمندان مالزی که درسال 98 ازهریک میلیون نفر 500 نفر( طی طرح دوم ده ساله باید به 1000 نفر می رسید.) بوده است ، ازموانع رشدR&D در مالزی است . سیستم آموزشی مالزی از دوره ابتدایی مجدداً بررسی خواهد شد و برآموزش های فنی وحرفه ایی تاکید میگردد و در این ارتباط توسعه ساختار اطلاعاتی (INFOSTRUCTURE) و روز آمد کردن آن ، تجدید ساختار سیستم مالی ، افزایش دانش دربخش های تولیدی ، کشاورزی وخدماتی مدنظر قرار می گیرد.
 5- سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی درمالزی : توسعه نیروی انسانی درمالزی حتی در طی بحران مالی 98-97 خوب بوده و نرخ بیکاری بسیارکم بوده است . با آزاد سازی آموزش درنیمه طرح OPP2 بخش خصوصی همراه بخش دولتی در ارایه دوره های آموزشی سعی درتربیت نیروی انسانی ماهر داشته اند. جمعیت مالزی با نرخ رشد 2/2 درصد درسال 2001 به 9/28 میلیون نفر درسال 2010 میرسد. گروه سنی کاری (64-15 سالگی ) از 9/62 درصد در سال 2000 به 7/65 درصد درسال 2010 میرسد .کل نیروی کار بانوان از 5/44 درصد درسال 2000 به 49 درصد درسال 2010 رسیده و در امور حرفه ای و فنی ، علاوه برگرایش اصلی معلمی و پرستاری ، مشغول خواهند شد که نیاز به کارگران خارجی و حرفه ای را خواهد کاست.
 تقاضای کار 1/3 درصد تولید ناخالص داخلی رشد میکند ونرخ بیکاری 5/2 درصد درسال 2010 (1/3 درصد درسال 2000) خواهد شد. به عبارتی دیگر استخدام 3/9 میلیون نفر درسال 2000 به 6/12 میلیون نفر درسال 2010 میرسد. سهم بخش خدمات 5/51 ، تولیدی7/38 و کشاورزی 8/9 درصد خواهد بود. نیاز به نیروی کاردر اقتصاد مبتنی بر دانش بیشتر درفناوری اطلاعات وارتباطات (ICT) ، دارویی ، تحقیقات و پژوهش بخصوص درعلوم وتکنولوژی می باشد. امورمدیریتی ، اداری و حرفه ای و فنی 2/32 درصد شغل های جدید را تشکیل میدهند. لذا به 200/137 نفر مهندس و700/331 تکنسین درامورشیمیایی ، مکانیک ، برق والکترونیک ، فناوری اطلاعات ومخابرات ، نانوتکنولوژی و PHOTONICS نیاز است . تا سال 2020 به 600/306 نفر درامور مهندسی سیستم ها، توسعه نرم افزاری ، تحلیلگر سیستم ها، برنامه ریز رایانه وامورفنی وکارشناسان ارشد سخت افزار ونرم افزار نیاز است .در پژوهش و تحقیقات به 640/77 محقق وپژوهشگر ( 60 نفر برای هر 000/10 نفر که درسال 2000 برای هر000/10 نفر فقط 7 نفر محقق بوده است .) نیاز است . دراین ارتباط توجه به دوره های کارشناسی ارشد وانجام تحقیقات در دانشگاههای کشور در راستای نیاز به نیروی انسانی S&T است . تا سال 2010 تعداد فارغ التحصیلان مقاطع کارشناس وکارشناسی ارشد دانشگاهها 25% رشد می یابد و موسسات خصوصی با مشوق هایی چون تسهیلات مهاجرتی برای اساتید خارجی و غیره یاری می شوند .

این قسمت ادامه دارد...

نگارش و گردآوری: محمد علی حسین زاده یزدی
 

نظر بازدید کنندگان

نام *
وب سایت
کد   
ارسال پیام
 

English Arabic Chinese (Simplified) French German Italian Japanese Korean Russian Turkish
تعداد مطالب : 196