| روز چهارم ماه رمضان - صفحه سوم - ترجمه جزء چهارم قرآن |
|
|
| مذهبی - مناسبت ها واعمال مذهبی | ||||||
| نوشته شده توسط محمد علی حسین زاده یزدی | ||||||
| سه شنبه ، 3 شهریور 1388 ، 17:47 | ||||||
صفحه 3 از 4
[ ياد کنيد ] زمانی که [ از ميدان جنگ احد ] تا مرز پنهان شدن از ديده ها دور مي
شديد و به هيچ کس توجه نمي کرديد ، در صورتی که پيامبر [ که اجابت دعوتش واجب است ]
شما را از پشت سرتان فرا مي خواند ، پس خدا شما را به اندوهی روی اندوهی مي ازات
کرد تا بر آنچه [ از پيروزی و غنيمت]از دستتان رفته و به آنچه [ از آسيب و مصيبت ]
به شما رسيده ، اندوهگين نشويد ; و خدا به آنچه انجام مي دهيد ، آگاه است .(153)سپس بعد از آن اندوه و غم ، خواب آرام بخشی بر شما فرود آمد که گروهی از شما را [ که بر اثر پشيمانی ، دست از فرار برداشته به سوی پيامبر آمديد ] فرا گرفت ، و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [ در آن ميدان پر حادثه ] پريشان خاطر و غمگين کرده بود ، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان های [ زمانِ ] جاهليت مي بردند [ که چون خدا وعده پيروزی داده پس پيروزی بدون هر قيد و شرطی حقّ مسلّم آنان است ! اما وقتی شکست خوردند درباره وعده خدا دچار ترديد شدند و ] گفتند : آيا ما را در اين امر [ پيروزی ] اختياری هست ؟ بگو : يقيناً اختيار همه امور به دست خداست . [ اين نيست که چون خدا وعده پيروزی به شما داده بدون قيد و شرط برای شما حاصل شود ، پيروزی وعده داده شده ، محصول صبر و تقوا ، و شکست معلول سستی و نافرمانی است ] . آنان در دل هايشان چيزی را پنهان مي کنند که برای تو آشکار نمي سازند ، مي گويند : اگر ما را در اين امر [ پيروزی ] اختياری بود [ و وعده خدا و پيامبر حقيقت داشت ] در اينجا کشته نمي شديم . بگو : اگر شما در خانه های خود هم بوديد کسانی که کشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود ، يقيناً به سوی خوابگاه های خود [ در معرکه جهاد و جنگ ] بيرون مي آمدند . و [ تحقّق دادن اين برنامه ها ] به سبب اين است که خدا آنچه را [ از نيّت ها ] در سينه های شماست [ در مقام عمل ] بيازمايد ، و آنچه را [ از عيوب و آلودگی ها ] در دل های شماست ، خالص و پاک گرداند ; و خدا به آنچه در سينه هاست ، داناست .(154) قطعاً کسانی از شما روزی که [ در نبرد احد ] که دو گروه [ مؤمن و مشرک ] با هم روياروی شدند ، به دشمن پشت کردند ، جز اين نيست که شيطان آنان را به سبب برخی از گناهانی که مرتکب شده بودند لغزانيد ، و يقيناً خدا از آنان در گذشت ; زيرا خدا بسيار آمرزنده و بردبار است .(155) ای اهل ايمان ! مانند کسانی نباشيد که کفر ورزيدند و درباره برادرانشان هنگامي که آنان به سفر رفتند [ و در سفر مُردند ] و يا جهادگر بودند [ و شهيد شدند ] ، گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند و شهيد نمي شدند . [ شما به کافران اعتنا نکنيد ] تا خدا اين [ اعتقاد و گفتار ] را حسرتی در دل هايشان قرار دهد . و خداست که زنده مي کند و مي ميراند ; و خدا به آنچه انجام مي دهيد ، بيناست .(156) و اگر در راه خدا شهيد شويد يا بميريد ، يقيناً آمرزش و رحمتی از سوی خدا ، بهتر است از آنچه [ آنان از مال و منال دنيا ] جمع مي کنند .(157) و اگر بميريد يا شهيد شويد ، به سوی خدا محشور خواهيد شد .(158) [ ای پيامبر ! ] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی ، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پيرامونت پراکنده مي شدند ; بنابراين از آنان گذشت کن ، و برای آنان آمرزش بخواه ، و در کارها با آنان مشورت کن ، و چون تصميم گرفتی بر خدا توکل کن ; زيرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد .(159) اگر خدا شما را ياری کند ، هيچ کس بر شما چيره و غالب نخواهد شد ، و اگر شما را واگذارد ، چه کسی بعد از او شما را ياری خواهد داد ؟ و مؤمنان بايد فقط بر خدا توکل کنند .(160) هيچ پيامبری را نَسِزد که [ در اموال ، غنايم ، ساير امور به امت خود ] خيانت ورزد و هر که خيانت کند ، روز قيامت با آنچه در آن خيانت کرده بيايد ; سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل مي دهند ، و آنان مورد ستم قرار نمي گيرند .(161) پس آيا کسی که [ با طاعت و عبادت ] از خشنودی خدا پيروی کرده ، همانند کسی است که [ بر اثر گناه ] به خشمي از سوی خدا سزاوار شده ؟ و جايگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است .(162) همه آنان را [ چه مؤمن ، چه کافر ] نزد خدا درجات و منزلت هايی [ متفاوت ] است ، و خدا به آنچه انجام مي دهند ، بيناست .(163) يقيناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که در ميان آنان پيامبری از خودشان برانگيخت که آيات او را بر آنان مي خواند و [ از آلودگی های فکری و روحی ] پاکشان مي کند ، و کتاب و حکمت به آنان مي آموزد ، و به راستی که آنان پيش از آن در گمراهی آشکاری بودند .(164) آيا زمانی که [ در جنگ احد ] آسيبی به شما رسيد که بی ترديد دو برابرش را [ در جنگ بدر به دشمن ] رسانديد ، [ از روی بی صبری ، جزع ، ناراحتی و اضطراب ] مي گوييد : اين آسيب چگونه و از کجاست ؟ بگو : از ناحيه خود شماست [ که بر اثر سستی در جنگ ، نافرمانی از پيامبر ، نزاع و اختلاف ، به شما رسيد ] . يقيناً خدا بر هر کاری تواناست .(165) و آنچه [ در جنگ احد ] روزی که دو گروه [ مؤمن و مشرک ] با هم روياروی شدند به شما رسيد به اذن خدا بود ، [ تا شما را امتحان کند ] و مؤمنان را معلوم و مشخص نمايد .(166) و نيز کسانی را که نفاق و دورويی ورزيدند ، معلوم و مشخص کند . و به آنان گفته شد : بياييد در راه خدا بجنگيد يا [ از مدينه و کيان جامعه ] دفاع کنيد . گفتند : اگر جنگيدن مي دانستيم ، قطعاً از شما پيروی مي کرديم . آنان در آن روز به کفر نزديک تر بودند تا ايمان . به زبانشان چيزی را مي گويند که در دل هايشان نيست ; و خدا به آنچه پنهان مي کنند ، داناتر است .(167) همان کسانی که [ از جنگ کناره گرفتند ] ، و در خانه های خود نشستند ، و درباره برادرانشان گفتند : اگر از ما فرمان مي بردند کشته نمي شدند . بگو : [ چنانچه اختيار مرگ در دست شماست ] پس مرگ را از خود دفع کنيد ، اگر راستگوييد .(168) و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند ، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده مي شوند .(169) در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند ، و برای کسانی که از پی ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند [ و سرانجام به شرف شهادت نايل مي شوند ] شادی مي کنند ، که نه بيمي بر آنان است ونه اندوهگين مي شوند .(170) [شهيدان] به نعمت و فضلی از سوی خدا و اينکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمي کند ، شادمان و مسرورند .(171) برای نيکوکاران و تقواپيشگان از کسانی که خدا و رسول را پس از آنکه زخم و جراحت به آنان رسيده بود [ برای جنگی ديگر بعد از جنگ احد ] اجابت کردند ، پاداشی بزرگ است .(172) همان کسانی که مردمِ [ منافق و عوامل نفوذی دشمن ] به آنان گفتند : لشکری انبوه از مردم [ مکه ] برای جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنان بترسيد . ولی [ اين تهديد ] بر ايمانشان افزود ، و گفتند : خدا ما را بس است ، و او نيکو وکيل و [ نيکو کارگزاری ] است .(173) پس با نعمت و بخششی از سوی خدا [ از ميدان جنگ ] بازگشتند ، در حالی که هيچ گزند و آسيبی به آنان نرسيده بود ، و از خشنودی خدا پيروی کردند ; و خدا دارای فضلی بزرگ است .(174) در حقيقت اين شيطان است که دوستانش را [ با شايعه پراکنی و گفتار وحشت زا ، از رفتن به جهاد ] مي ترساند ; پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد .(175) و مبادا آنان که در کفر مي شتابند ، تو را اندوهگين کنند ، آنان هرگز به خدا هيچ زيانی نمي رسانند ، خدا مي خواهد [ به سزای کفرشان ] هيچ بهره ای در آخرت برای آنان قرار ندهد ، و برای آنان عذابی بزرگ است .(176) مسلماً کسانی که کفر را به بهای از دست دادن ايمان خريدند ، هرگز به خدا هيچ زيانی نمي رسانند ، و برای آنان عذابی دردناک است .(177) و کسانی که کافر شدند ، گمان نکنند مهلتی که به آنان مي دهيم به سودشان خواهد بود ، جز اين نيست که مهلتشان مي دهيم تا بر گناه خود بيفزايند ، و برای آنان عذابی خوار کننده است .(178) خدا بر آن نيست که مؤمنان را بر اين [ وضعی ] که شما بر آن قرار داريد [ که منافق از مؤمن ، و خوب از بد مشخص و معلوم نيست ] واگذارد ، [ بر آن است ] تا پليد را از پاک [ به سبب آزمايش های مختلف ] جدا سازد . و خدا بر آن نيست که شما را بر غيب آگاه کند . ولی خدا از ميان فرستادگانش هر کس را بخواهد [ برای آگاه کردن به غيب ] برمي گزيند ، پس به خدا و فرستادگانش ايمان آوريد . و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه کنيد ، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود .(179) و کسانی که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل مي ورزند ، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است ، بلکه آن بخل به زيانشان خواهد بود . به زودی آنچه به آن بخل ورزيدند در روز قيامت طوق گردنشان مي شود . و ميراث آسمان ها و زمين فقط در سيطره مالکيّت خداست ، و خدا به آنچه انجام مي دهيد ، آگاه است .(180) محققاً خدا سخن کسانی را که گفتند : « خدا نيازمند است و ما بی نيازيم » ، شنيد . بی ترديد آنچه را گفتند ، و [ نيز ] کشتن پيامبران را از روی ستم [ در پرونده اعمالشان ] مي نويسيم ، و [ روز قيامت ] مي گوييم : عذاب سوزان را بچشيد .(181) اين [ عذاب ] به خاطر فسق و فجور و گناهانی است که خود پيش فرستاديد ، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نيست .(182) کسانی که گفتند : خدا به ما سفارش کرده است که به هيچ پيامبری ايمان نياوريم تا برای ما [ به نشانه صدق نبوتش ] يک قربانی بياورد که آن را آتش [ غيبی ] بسوزاند ، بگو : پيش از من پيامبرانی دلايل روشن و آنچه گفتيد برای شما آوردند ; اگر راستگوييد ، پس چرا آنان را کشتيد ؟(183) اگر [ اين يهوديان بهانه جو ] تو را تکذيب کردند ، [ غمگين مباش ]مسلماً رسولانی هم که پيش از تو دلايل روشن ، و نوشته ها [ ی مشتمل بر پند و موعظه ]و کتاب روشنگر آورده بودند ، تکذيب شدند ؟(184) هر کسی مرگ را مي چشد ; و بدون ترديد روز قيامت پاداش هايتان به طور کامل به شما داده مي شود . پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلماً کامياب شده است ; و زندگی اين دنيا جز کالای فريبنده نيست .(185) يقيناً در اموال و جان هايتان امتحان خواهيد شد ، و مسلماً از کسانی که پيش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده و [ نيز ] از کسانی که شرک آوردند ، سخنان رنج آور بسياری خواهيد شنيد ، و اگر [ در برابر آزار اينان ] شکيبايی ورزيد و [ از تجاوز از حدود الهی ] بپرهيزيد [ سزاوارتر است . ] اين اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است .(186) و [ ياد کنيد ] هنگامي که خدا از کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شد ، پيمان گرفت که حتماً بايد [ احکام و حقايق ] آن را برای مردم بيان کنيد و پنهانش ننماييد . پس آن [ عهد و کتاب ] را ترک کردند و به آن اعتنايی ننمودند ، و در برابر ترک آن اندک بهايی به دست آوردند ; و بد چيزی است آنچه به دست مي آورند .(187) البته مپندار کسانی که به آنچه [ از پنهان داشتن حقايق و باز داشتن مردم از اسلام ] انجام دادند ، شادمانی مي کنند ، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستايش شوند [ از عذاب خدا در امانند ، ] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است ، [ بلکه ] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود .(188) و مالکيّت و فرمانروايی آسمان ها و زمين فقط در سيطره خداست ، و خدا بر هر کاری تواناست .(189) يقيناً در آفرينش آسمان ها و زمين ، و آمد و رفت شب و روز ، نشانه هايی [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] برای خردمندان است .(190) آنان که همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مي کنند ، و پيوسته در آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند ، [ و از عمق قلب همراه با زبان مي گويند : ] پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدی ، تو از هر عيب و نقصی منزّه و پاکی ; پس ما را از عذاب آتش نگاهدار .(191) پروردگارا ! بی ترديد هر که را تو در آتش در آوری ، قطعاً خوار و رسوايش کرده ای ، و برای ستمکاران هيج ياری وجود ندارد .(192) پروردگارا ! بی ترديد ما [ صدای ] ندا دهنده ای را شنيديم [ که مردم را ] به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان آوريد . پس ما ايمان آورديم . پروردگارا ! گناهان ما را بيامرز ، و بدی هايمان را از ما محو کن ، و ما را در زمره نيکوکاران بميران .(193) پروردگارا ! آنچه را که به وسيله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا فرما و روز قيامت ، ما را رسوا و خوار مکن ; زيرا تو خلف وعده نمي کنی ؟(194) پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [ که ] يقيناً من عمل هيچ عمل کننده ای از شما را از مرد يا زن که همه از يکديگرند تباه نمي کنم ; پس کسانی که [ برای خدا ] هجرت کردند ، و از خانه هايشان رانده شدند ، و در راه من آزار ديدند ، و جنگيدند و کشته شدند ، قطعاً بدی هايشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هايی که از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جاری است ، وارد مي کنم [ که ] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نيکو نزد اوست .(195) رفت و آمد کافران در شهرها [ با وسايل و ابزار فراوان و شوکت ظاهری ] تو را به طمع نيندازد.(196) [ اين ] برخورداری اندک [ و ناچيزی از زندگی زود گذر دنيا ] است ; سپس جايگاهشان دوزخ است ، و آن بد آرامگاهی است .(197) کسانی که از پروردگارشان پروا کردند [ و فريفته زرق و برق زندگی مادی نشدند ] برای آنان بهشت هايی است که از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جاری است ، در آنجا جاودانه اند . [ اين به عنوان آغاز ] پذيرايی از سوی خداست ، و آنچه [ غير از بهشت و نعمت هايش ] نزد خداست ، برای نيکوکاران بهتر است .(198) بی ترديد از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ايمان مي آورند ، در حالی که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آيات خدا را به بهای اندک نمي فروشند . برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شايسته و مناسب است ; يقيناً خدا حسابرسی سريع است .(199) ای اهل ايمان ! [ در برابر حوادث ]شکيبايی کنيد ، و ديگران را هم به شکيبايی واداريد ، و با يکديگر [ چه در حال آسايش چه در بلا و گرفتاری ] پيوند و ارتباط برقرار کنيد و از خدا پروا نماييد تا رستگار شويد .(200) |